نظام پرستاري قزوين

پنجره اطلاع رسانی وارتباط با پرستاران قزوین
 
نقدی بر مجموعه حلقه سبز
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦  

 این مطلب از وبگاه behsare نقل شده است:

به نام خدا  

 جناب آقای حاتمی کیا

 شما اولین کارگردان سینما هستید که برایتان نامه می نویسم شاید به این دلیل که به گمانم دیده بان اولین فیلم ایرانی بود که در سینما دیدم همان موقع بعداز خروج از سینما با آنکه 14-13 سال بیشتر نداشتم کلی از نقاط قوت فیلم با دوستانم صحبت کردم. از آن پس تمام فیلم های شمارا دنبال کرده ام چه آن زمان که از جنگ می ساختید و چه بعداز آن که فکر می کنم اولین فیلم سازی بودید که از جنگ فیلم می ساختید اما نه درجبهه ها( و هنوزهم اصغر نقی زاده بازیگر ثابت فیلم های شما بود و هنوز هم پدر محترمتان عقیده داشت باید دست از این کارهایتان بردارید و کسب و کار دیگری برای خودپیدا کنید) بگذریم حرف برسرپیشرو بودن شما بود چه آن زمان که صحنه های جنگی می ساختید و دردرون آن همه انفجار و ترکش و دود که بگذریم با چه امکاناتی آنها راتولید می کردید( پشت صحنه مهاجر و تولید گردوغبارباچفیه خاکی هنوز در یادهاست) شخصیت های صمیمی و دوست داشتنی دیده بان ومهاجر راخلق می کردید که چقدرروحشان لطیف بود ودور از آن همه خشونت اطرافشان .این پیشروی را خیلی زود نشان دادید آنگاه که فیلم جنگی را از جبهه ها به داخل شهرها آوردید وحالا فیلمهای جنگی می ساختید بدون شلیک حتی یک گلوله. گرچه ابتدای این تجربه چندان مقبول نیفتاد اما چه کسی می تواندارزشهای ازکرخه تاراین، بوی پیرهن یوسف و آژانس شیشه ای را نادیده بگیرد. حضوردرعرصه فیلمسازی اجتماعی یا موضوع جنگ کم کم شمارابه عرصه های دیگر اجتماعی هم کشاند والبته دراین عرصه نیز شماهمچنان پیشرو ماندید آنگاه که فیلمهایی مانند ارتفاع پست وبه نام پدر پیامهایی داشتندکه درعرصه اجتماعی بعدها دریافت شد یاخواهد شد. این پیشروبودن را درساخت سریالهای شما نیز دیده ایم چه اولین آنها خاک سرخ و چه آخرین آنها حلقه سبز که این آخری بهانه نوشتن این نامه برای شما شد. درسطورآتی می خواهم نگاهی داشته باشم به این اثرالبته نه از دید هنری و فنی چراکه دیگران دراین زمینه برمن رجحان دارندگرچه به سبب سابقه وتجربه تئاتریم نمی توانم تحسین نکنم بازی خوب حمید فرخ نژاد را اما می خواهم از دریچه ای به این سریال بنگرم که دیگر دوستان کمتر به آن خواهند پرداخت.دراین سریال شما باردیگر پیشرو و مولف بودن خودرا به گونه ای دیگر نشان دادیدو آن هم دربه تصویر کشیدن صحنه هایی  بود که دربیمارستان و به خصوص اتاق عمل می گذشت. جناب حاتمی کیا کمتر پیش آمده بود که اعمال ورفتار حرفه ای عرصه سلامت این گونه دقیق به تصویر کشیده شود دربیشترآثار به نمایش درآمده از سینما و سیما صحنه های عرصه سلامت خیلی سردستی ساخته می شود گاه به گونه ای که حتی کسانی که یکبار هم دراین محیطها حاضرنشده اند اشکالات بسیاری برآن وارد می کنند چه برسد به متخصصان این عرصه مانند پرستاران، پزشکان و... که بخش مهمی ازعمر خودرادراین محیطها می گذرانند. همیشه هنگام مشاهده فیلمهای خارجی که درمحیط بیمارستان می گذرند دقت ونکته سنجی نویسنده و کارگردان درنمایش اعمال و روال حرفه ای این حس را درمن ایجادمی کرد که چه می شد نویسنده ها وکارگردانهای ما نیز این دقت را به خرج می دادند و به جای اینکه بیمارستان و بخش را ازدریچه تخیل و تصویرسازی خودببینند قدم رنجه می کردند و کمی وقت دراین محیطها صرف می کردند تاچیزی را به تصویر بکشندکه باورپذیر باشدیا حداقل دراین بخش مشاوری می داشتند که همه نکات را برایشان بازگوکند.درحلقه سبز این اتفاق باتمام کمبودهای امکاناتی رخ داد( مثل آژانس که ماشینها رارنگ کردید اینجاهم مجبورشدید بخشICU  را خود بسازید گرچه هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که تختICU  به خاطرفیلمبرداری خالی بماند چراکه می توانست جان انسانی را نجات دهدو نجات جان یک انسان بسیاربسیارمهمترازساخت فیلم است که البته خودشمانیزبه آن اذعان دارید) این حرکت شما این امیدواری را ایجادکرد که ازاین پس دیگرصحنه هایی را به خاطرکمبودوقت، هزینه، دانش و... به گونه ای بسیار افتضاح جلوی دوربین می رود شاهد نباشیم اماجناب آقای حاتمی کیای عزیز کاش شما این پیشروی راکامل می کردید و درعرصه روابط فردی و بین حرفه ای کارکنان عرصه سلامت نیز گامی فراتر از سایرین برمی داشتید. دوست عزیز روابط بین حرفه ای بهداشتی با آن چیزی که شما درفیلمتان نمایش دادید متفاوت است البته کاملا با این نظر موافقم که فیلم یا نمایش قرارنیست همان چیزی را نشان بدهد که دقیقا وجوددارد چراکه نویسنده برحسب مقتضیات داستان خود شخصیتی راخلق میکند که واقعا خاص است و می تواند به گونه ای متفاوت از همه آدمهایی باشد که درآن حرفه مشغول به کارند مثل همان دکتر آژانس شیشه ای که درمطب نان سنگک و پنیر می خورد و هیچکس نباید آنرا به همه پزشکان تسری دهد یا آنرا توهین به حساب آورد اما این رفتارهای غیرمتعارف ازشخصیت پذیرفته است نه از تیپ. وقتی نقشی تیپ سازی می شود و درحد خلق تیپ باقی می ماند باید مطابق هنجارهای آن تیپ باشد البته نباید این نکته را از نظر دورداشت که درحلقه سبز گرچه پرستاران و روابط و تعاملات حرفه ای آنها با سایر حرفه ها آنگونه که هست به تصویرکشیده نشده است اما خوشبختانه دست کم مانند برخی همکارانتان به گونه ای نبوده اید که برداشت توهین شود که این خود نیز پیشرفتی محسوب می شود اما اگرازمشاورین خودغیرازکارهایی که دراتاق عمل یا بیماران پیوندی انجام می شود درمورد روابط حرفه ای نیزمشاوره می گرفتید ویامشاورینی ازهمه حرفه هاو نه فقط قشر پزشکی می داشتید که در تمام موارد مربوط به بهداشت و درمان مشاوره می دادند شاید برگ برنده دیگری نیز به کارهای خود اضافه می کردید. قصدندارم به این خاطر ازشما انتقادکنم چراکه می دانم حتمادر ادامه سیر تکاملی حرفه ای خود به این نکته نیز توجه خواهید نمود و درآثار بعدی شما اگر پرستاران درحد تیپ باشند واقعا با مطالعه و تحقیق کافی درزمینه پرستاران وپرستاری به آن خواهیدپرداخت. جناب آقای حاتمی کیابه ما پرستاران حق بدهید که نگران جلوه عمومی حرفه خودباشیم چراکه باوجوداینکه سالهاست دراین خطه فیلم، نمایش وسریال ساخته می شود هنوزاثری خلق نشده که پرستارو پرستاری را آنگونه که هست به تصویر بکشد واین بیش از آنکه نقطه ضعفی برای ما باشد کمبودی است برای نویسندگان وکارگردانهایی که نخواسته یا نتوانسته اند با مطالعه، تحقیق وتدبر اثرخودرا خلق کنند و صرف اینکه جرقه ای درذهن خود یافته اند آنرا جلوی دوربین برده اند ویا آنقدر وقت کم داشته اند یا گرفتار و دلبسته داستان خود بوده اند که به این نکات توجه نداشته اند چه درباب روابط بین حرفه ای و چه درباب روال وروتین های حاکم درمحیط های درمانی. نمی خواهم مواردی ازاین دست رامثال بزنم که مثنوی هفتادمن کاغذ می شود به این خاطر پرستاران حساس می شوند و هنگام پخش شوکران، اغما و... واکنشهایی نشان می دهند که البته درمورد اول با آن موافق نبوده ونیستم اما به آنها حق بدهید تا ناراحت باشند ازاینکه نه تنها دیده نمی شوند که چیزی ازخود ببینند که هیچگاه نبوده اند.حاتمی کیای عزیز بخش آخر نه انتقاداز شما که درددلی بوداز نامهربانیهایی که سالها درپلانهای مختلف بر پرستاران گذشته است و همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد درحلقه سبز جفایی بر ما نرفت از همین رو خواستم سفره دل خودبرشما بگشایم وامیدوارم درآثاربعدی خودتصویری ازپرستاروپرستاری برصفحه سیما یاپرده سینما نمایش دهید که الگویی باشد برای سایر دوستان فیلمسازتان . ماکه امیدواریم.    

رضا ضیغمی

عضوهیات علمی دانشگاه

 وعضوهیات مدیره نظام پرستاری قزوین